درمورد اینکه بچه تا 7 سال باید آزاد باشه .
لطفا این آزادی رو برامون تبیین کنید واینکه اگر پدر ومادری از روی ناآگاهی این آزادی رو به فرزندشون ندهن برا اینکه میترسیدن بد تربیت شه،آیا در مورد بچه مرتکب خطای بزرگی شدن؟وحالا چه جوری میتونن جبران کنن؟
7 سال اول کودک هفت سال سلطنت ذکر شده. یعنی طبیعت بچه اینطور هست و پدر و مادر می بایست فراخور این ویژگی ذاتی بچه با او رفتار کنند.
قبلا در این خصوص مباحثی مطرح شده که در سایت میتونید مطالعه کنید. اجمالا اینکه تربیت در 7 سال اول تربیت محیطی ست. یعنی باید محیط زندگی بچه در منزل و هرجائی که حضور پیدا میکنه سالم باشه چون او در این سنین مدام خواسته های مختلف داره و مدام دستور میده لذا اگر محیطش از نظر فرهنگی و اخلاقی و دیگر موارد، سالم باشه، در ضمن اینکه به خواسته ش میرسه و زمینه اعتماد به نفس و توانستن درونش ایجاد و تقویت میشه، به پدر و مادرش میباله و کاملا بهشون اعتماد و اطمینان میکنه و نهایتا اینکه صفت ذاتیِ امر کردن و سلطانیت رو به درستی خرج میکنه تا بعد از 7 سالگی بتونه وارد مقطع بعدی بشه.
اگر پدر و مادری وظایف تربیتیشون نسبت به فرزندشون در این مقطع سنی یا دیگر مقاطع رو به درستی انجام نداده باشند. راه جبران داره اما خیلی سخته و می بایست تلاش زیادی بکنند.
در درجه اول می بایست بطور کامل و دقیق خوراک رو اصلاح کنند. ریشه اکثر مشکلات تربیتی در خوراکیهای آلوده ست خصوصا روغن کارخانه ای. لبنیات پاستوریزه. مواد خوراکی حاوی افزودنی. که در اولویت هستند.
در درجه بعد می بایست محیط منزل و مدرسه رو محیط سالمی قرار بدن. وجود ماهواره. تصاویر نامناسب بصورت تابلو یا اشکال دیگه. روابط نامناسب بین پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده. لباس و رفتار نامناسب پدر و مادر. عدم چشم و هم چشمی و رقابت در مصرف. دوری از تجملات. محور نبودن تلویزیون و رسانه های مجازی در منزل...و در مقابل اهمیت به مطالعه. روابط سالم و منطقی. اهمیت به عبادات خصوصا نماز اول وقت... از جلمه کارهای ضروری برای سالم بودن خانه ست.
در درجه بعد می بایست 2 وظیفه همزمان نسبت به تربیت بچه انجام داد. یکی مربوط به مقطع سنی قبلی او که می بایست کمرنگ و با شیب ملایم باشه تا ایجاد توقع در او نکنه. دوم و مهمتر ایجاد روحیه حرف شنوی در کودک بدون واداشتنش به لجاجت و عصیان. باید با اخلاق و حوصله، رفته رفته وظایفی رو بر دوشش گذاشت و در ضمن با زبان ساده و بدون زیاده گوئی براش توضیح داد که هر انسانی وظایفی داره هم نسبت به خودش. هم خانواده ش. هم معلمش. هم جامعه ش...
در درجه بعد هم بحث آموزش هست که می بایست در انتخاب مدرسه بیشترین دقت رو داشت و سپس در انتخاب دوستان بچه...
البته روابط با همسایه ها و حضور احتمالی بچه در کوچه هم مهمه که باید با دقت و صحت مورد توجه قرار بگیره
تذکر دادن رفتار اشتباه کودک آیا جزو امر ونهی تلقی میشه؟گاهی اوقات پیش میاد ومجبوریم رفترشو کنترل کنیم واین غیر مستقیم نمیتونه اتفاق بیفته.
واین که پسر 7 ساله من برا هر کاری اجاره میگیره ،این به نظر شما بده؟
بچه ها به دلایل مختلفی مقاطع سنی رو بطور متفاوت عوض میکنند مثلا بچه ای دقیقا در 7 سالگی روحیات جدید پیدا میکنه اما یکی دیگه از 6 سالگی نشانه های تغییر مقطع سنی داره و یکی هم ممکنه در 8 سالگی.
معمولا یکسال قبل و بعد از 7 سالگی این حالات طبیعیه. بنابراین نباید خیلی خشک و کلیشه ای به موضوع نگاه کرد چون بچه می بایست هم از درون و ذات خودش و هم بنابر رفتار پدر و مادرش، به مقطع جدید ورود پیدا بکنه و امری تصنعی و اجباری نیست. پس از 6 تا 8 سالگی بچه ها نوعا هم حالات مقطع اول رو دارند هم حالات مقطع دوم.
امر و نهی کردن و آموزش دادن از ویژگیهای اختصاصی مقطع دوم- 7 تا 14 سالگی- است اما نباید رسمی و خشک باشه و با طبع و لطافت بچه هماهنگ باشه.
تعریف خوبی و بدی هم ابتدا در بچه خیلی سطحی ست و اگر در عمل پدر و مادر ببینه، رفته رفته عمق پیدا میکنه و خودش میتونه تشخیص بده. پس نباید صرفا متکی به امر و نهی پدر و مادر باشه. یعنی باید فضای دیگه ای هم قائل بشیم که خودش به این درک برسه.
تقریبا در اکثر موارد تربیتی، بهترین حالت اینه که مادر اینها رو انجام بده و پدر کلیات و جهت دهی ها رو انجام بده.
همچنین داشتن زبان کودکانه و همراه شدن با بچه در تربیت خیلی مهم و موثره.
بچه هایی که مهد یا پیش دبستانی میرن یا در کلاسهای اول و دوم ابتدائی هستن، هم بخاطر ویژگیهای سنی خودشون هم بخاطر فضای آموزشی که درش قرار دارن، برای خیلی از کارها اجازه میگیرن. البته این چیز بدی نیست اما پدر و مادر باید با زیرکی و دقت و ظرافت، او در معرض انجام کارهایی قرار بدن که بدون اجازه انجامشون بده تا رفته رفته استقلال شخصیت پیدا بکنه.
آیا حجاب ٬نماز٬ روزه و خمس و زکات از همون اول خلقت آدم و حوا بوده یا نه ؟
حجاب نخستین قانون زندگی بشری بوده که قرآن هم در داستان نزدیک شدن آدم و حوا به درخت ممنوعه، صریحا بهش اشاره میکنه. حجاب بیانگر حیاء در فرد است و حیاء تمام دارائی یک انسان که او رو از دیگر موجودات برتری میده.
البته طبیعتا کم و کیف حجاب در طول زمان اشکال و توضیحات مختلفی داشته اما اصل پوشش در برابر نامحرم یک اصل ثابت در همه ادیان بوده و هست.
نماز هم اصلی ترین عبادت در همه ادیان بوده و هست و کم و کیفش دچار تغییراتی شده و در اسلام به نهایت کمال و اثرگذاری خودش رسیده که در اقلب نمازهای پنجگانه مطرح هست.
روزه هم به عنوان یک شیوه ریاضت شرعی و سالم سازی بدن و همزمان همراهی با فقرا، در همه ادیان با اشکال مختلفی وجو داشته و در دین ما به نهایت کمال و اثرگذاری خودش رسیده و تشریع شده.
قوانین مالی هم که تحت عنوان کلی زکات هست در همه ادیان و فراخور زندگی فردی و اجتماعیشون تشریع شده بوده و در اسلام از دقت و ظرافت و گستردگی زیادی برخورداره. ان شاءالله که اندیشمندان ما موفق به تدوین سیستم جامع اقتصاد اسلامی بشن.
به این نکته هم لازم اشاره کنم که منظور از ادیان، ادیان تحریف نشده و بکر هستند چون یکی از مهمترین تغییر و تحریفهای اساسی در ادیان، تغییر همین موارد اصولی بوده.
آیا استفاده از واژه ادیان صحیح است در صورتی کهدر قران این واژه همیشه به صورت مفرد (دین) به کار رفته؟
به نظر میرسه که دین از همون اول اسلام بوده که نامهای متفاوتی گرفته، نظرتون در این مورد چیه؟
بحثهای مختلفی در این زمینه وجود داره اما قطعا یک دین الهی که اسلام باشه، بیشتر وجود نداره .
امروزه اگر در ضمن مباحث به ادیان مختلف اشاره نشه، به نوعی تاییدی بر پلورالیزم و همه حقی ادیان موجود هست که قطعا این نظر باطله. لذا از این واژه بصورت جمع استفاده میشه تا به این تعدد اشاره کنیم.
بنابراین اگر از دین حق صحبت بشه از واژه "دین" استفاده میکنیم و اگر منظور همین وضعیت موجود باشه از وازه "ادیان".
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش